چرا به نوشتن طرح کسب و کار نیاز دارید؟
شما قبل از شروع و راهاندازی یک فعالیت تجاری لازم است یک برنامه کسب و کار تهیه کنید. این طرح امکان خود ارزیابی را برای شما فراهم میکند. از این طرح میتوانید در موارد زیر استفاده کنید:
یک کارآفرین میگوید: تا چیزی نوشته نشود، وجود نخواهد داشت.
کارآفرینی و ایجاد هر نوع کسب و کار جدید اغلب با مخاطراتی همراه میباشد. این موضوع اهمیت استفاده از یک نقشه و الگوی مناسب برای انجام مطالعات و بررسی جامع قبل از شروع فعالیت و به حداقل رسانیدن این مخاطرات و آسیبها را آشکار میسازد.
برنامه کسب و کاربه عنوان ابزاری برای پیشبینی و مدیریت بهتر کسب و کارهای موجود و یا جدید میباشد. این کار از طریق توجه به اولویتها، نظارت و ارزیابی پیشرفت کار و کمک به دستیابی اهداف از پیش تعیین شده صورت میگیرد. اینچنین طرحی، کارآفرینان را قادر میسازد تا در مراحل مختلف کسب و کار آمادگیهای لازم را برای پیشبرد برنامهها به دست آورند.
شما میتوانید چشمانداز مالی کسب و کار خود را ترسیم کنید و سرمایه لازم برای راهاندازی آن را محاسبه کنید. همچنین اگر سرمایه لازم برای راهاندازی کسب و کار جدید را نداشته باشید، میتوانید ایدههای ارزشمند خودتان را بر روی کاغذ نوشته و آن را در قالب یک برنامه کسب و کارمنسجم به سرمایهگذاران ارائه دهید تا هم ایدههای ذهنی خودتان را انتقال دهید و هم منافع و خطرپذیریهای واقعی این کار را به سرمایهگذار و مخاطبان خود نشان داده و آنها را به سرمایهگذاری در زمینه ایدهتان متمایل کنید.
نوشتن اجازه میدهد دیگران هم در رؤیای شما شرکت کنند و نظر بدهند.
یک طرح کسب و کار نوشتهای توصیفی و جامع در مورد کسب و کار یک موسسه است. این طرح حاوی گزارشی دقیق در خصوص تولیدات یا خدمات شرکت، روشهای تولید، بازار و مشتریان، راهبرد بازاریابی، منابع انسانی، تشکیلات، نیاز به زیرساختها و تأمین نیازهای مالی، منابع تأمین مالی و نحوه استفاده از آنها میباشد.
اگر برنامه کسب و کار را مثل یک نقشه فرض کنیم، بهتر میتوانیم، اهمیت آن را درک کنیم. فرضاً اگر بخواهیم برای یک ماموریت یا سفر تفریحی از شهر شیراز به مشهد سفر کنیم، راههای متعددی وجود دارد که هر کدام هزینه و زمان متفاوتی خواهند داشت.
شما که در آغاز راهاندازی یک کسب و کار میباشید، نیز همانند یک مسافر هستید که باید قبل از آمادهسازی طرح سفر، بعضی تصمیمهای مهم را بگیرید و اطّلاعات را جمعآوری کنید.
در برنامه سفر، عوامل بیرونی مثل تعمیر اضطراری اتومبیل، شرایط آب و هوا، وضعیت جاده، مناظر دیدنی، زمین مناسب برای اردو و... نقش دارند. اینها عواملی هستند که مسافر هیچ کنترلی بر آنها ندارد، اما باید در برنامه خود آنها را مورد توجه قرار دهد. شما هم مثل یک مسافر باید عوامل بیرونی مثل قوانین جدید، رقابت، تغییرات اجتماعی، تغییر نیازهای مصرفی یا فنّاوری جدید را در نظر بگیرید.
از طرف دیگر مسافر در نظر میگیرد، چه مقدار پول دارد، چه مدت زمان دارد و از کدام اتوبانها، جادهها، اردوگاهها و... میخواهد استفاده کند، شما هم دقیقاً در آغاز کسب و کار خود باید بر تولید، بازاریابی و... نظارت داشته باشید.
نکته: مطالعات نشان میدهد افرادی که بدون مطالعه و تنظیم طرح کسب و کار (BP) اقدام به کار میکنند، در مقابله با مشکلات و افت و خیزهای اقتصادی و بازار کار توان کمتری دارند و لذا احتمال ورشکستگی و عدم موفقیتشان زیاد است. منبع:سایت طرح تجاری
ساختارتبلیغات در ایران
برای توصیف علمیساختار تبلیغات در ایران، صنعت تبلیغات کشور را میتوان به چهار بخش تفکیک کرد :
1- دپارتمانهای بازاریابی درمؤسسات تولید کالا
2- کانونهای تبلیغاتی
3- سازمانهای آگهی دررسانهها
4- محیط تبلیغات
هریک از این چهار بخش مسائل مخصوص به خود را دارد، هرچند دربرخی موارد، مسائل ساختاری تبلیغات در کشور به هر چهار بخش مربوط میشوند.
1- دپارتمانهای بازاریابی درمؤسسات تولید کالا
طبیعی است که هر سازمان یا واحد تولید کالا و خدمات نیاز به یک دپارتمان بازاریابی دارد که بر امور تبلیغات و بازاریابی کالاها و خدمات نظارت داشته باشد. دهها هزار واحد تولیدی و خدماتی در کشور فعالیت دارند که همهء آنها، به این دپارتمان نیاز دارند. به همین دلیل است که کل دپارتمانهای بازاریابی واحدهای تولیدی و خدماتی به عنوان یک بخش مهم از صنعت تبلیغات کشور محسوب میشود.
برای شرح مسائل ساختاری در این بخش، میتوان فعالیتهای عمدهء دپارتمانهای بازاریابی را به پنج مقوله اساسی تفکیک کرد :
1- نظارت وطرح ریزی چرخهء حیات کالا
2- نظارت و طرح ریزی مشخصات اساسی برند ( کالای تجاری )
3- انتخاب کانون تبلیغاتی
4- نظارت و طرح ریزی برنامهء روابط عمومی
5- نظارت و طرح ریزی ارتقای فروش
1-1- نظارت و طرح ریزی چرخه حیات کالا
به طورکلی، نظارت و طرح ریزی چرخه حیات کالا (plc)، به عهده مدیر برند است که عملا" مهمترین نقش را در یک دپارتمان بازاریابی ایفا میکند.
به عبارت دیگر، نظارت وطرح ریزی چهار فاز درحیات یک کالای معین، یعنی فاز معرفی، فاز شد، فازبلوغ، و فاز افول فروش برعهدهء مدیر برند است. مدیریت این فازها هم نیاز به دانش تبلیغات و هم نیاز به شناخت بازارها و مخاطبان دارد.
2-1- نظارت و طرح ریزی مشخصات اساسی برند
هر برند دارای سه ویژگی اساسی است که مجموعا" هویت برند ( brand equity) نامیده میشود. این سه ویژگی عبارتند از : قابلیت ذاتی برند، چهره برند و شخصیت برند. نظارت و ارتقای این سه ویژگی برند بر عهده مدیر برند است. بدیهی است که وی نیاز به دانش تبلیغات و شناخت برند و توانایی ارزش گذاری برندها دارد.
3-1- انتخاب کانون تبلیغاتی
انتخاب کانون تبلیغاتی کار بسیار حساسی است که اشتباه در آن میتواند خسارتهای بزرگی پدید آورد. البته تدوین استراتژی تبلیغات، برنامه تبلیغاتی کامل، خلاقیت و تولید فنی و خرید رسانه به عهده کانون تبلیغاتی است، اما مدیر دپارتمان بازاریابی باید برآنها نظارت کند و بتواند درستی و یا عدم درستی روال کار را تشخیص بدهد.
4-1- نظارت و طرح ریزی برنامهء روابط عمومی
روابط عمومیدر سازمانها و واحدهای صنعتی میتواند مکمل تبلیغات و بازاریابی باشد. به ویژه که روابط عمومیمیتواند درمعروفیت برند و سازمان و خدمات پس از فروش نقش مهمیداشته باشد ودر مواردی بدون هزینهء رسانه، پیامهای تبلیغاتی ارائه دهد.
اما نظارت بر فعالیتهای روابط عمومیو ارائه مشاور به مدیر روابط عمومیبرعهده مدیر دپارتمان بازاریابی است.
5-1- نظارت و طرح ریزی ارتقای فروشندگی
در موارد بسیار، روشهای جدید فروشندگی میتواند هزینهء بازاریابی و تبلیغات را کاهش دهد و به تنهایی فروش محصولات و خدمات را بالا ببرد. اما این مهارت در روشها نیز تاحدود زیادی به دانش تبلیغات و دانش رسانهها نیاز دارد.
نتیجه :
مدیربرند یا به هر حال مدیر واحد بازاریابی، در هر پنج زمینه یاد شده به دانش تبلیغات نیاز دارد. در مجموع، مشکلات این پنج زمینه به دو مقوله تقسیم میشود :
الف – فقدان برنامههای آموزشی مخصوص دپارتمانهای بازاریابی. دست کم یک برنامه آموزشی 30 تا 100 ساعته برای دهها هزار متصدی و مدیر بازاریابی ضروری است.
ب – فقدان انجمنها و تشکلات صنفی ( مشابه انجمن صنفی تبلیغات ) بازاریابی. دست کم به تعداد اتحادیههای صنفی، انجمنها و تشکلات بازاریابی نیاز مبرم وجود دارد.
2- کانونهای تبلیغاتی
درایران، حدود 3000 کانون تبلیغاتی فعالیت دارند که خوشبختانه به دلیل رقابت جدی و نظارت وزارت ارشاد بر آنها، فعالیت آنها تا حدودی علمیو منطقی محسوب میشود.
فعالیت کانونهای تبلیغاتی را بر سه نوع میتوان تقسیم کرد.
1- تدوین کمپین یا برنامه تبلیغاتی کامل، شامل تحلیل موقعیت، بودجه بندی، هدف گذاری، طرح ریزی رسانه، خلاقیت، تولید فنی، آزمایش نسخه، هماهنگی، خریدرسانه، مستند سازی.
2- تدوین استراتژی تبلیغات، که معمولا" شامل سه یا چهار مرحله تحلیل موقعیت، ارزیابی کمیبرند، تعیین بودجه تبلیغات و هدف گذاری است.
3- تدوین برنامه تبلیغاتی تولید، که معمولا" درسه یا چهار مرحله تدوین کانسپت یا مفهوم، طرح ریزی رسانهها، تولید فنی، خرید رسانهها انجام میگیرد.
گرچه تقریبا" کل کانونهای تبلیغاتی درایران براساس روش سوم فعالیت میکنند، اما با توجه به رشد علمیکه دراین محافل دیده میشود، میتوان انتظارداشت که بزودی پیشرفتهای قابل توجهی در آنها رخ دهد.
شاید مهمترین کمبود در این بخش، دانش و آگاهی دربارهء فناوری نوین باشد که متاسفانه در ایران در همهء بخشهای اقتصادی دیده میشود.
4- سازمانهای آگهی در رسانهها
در ایران علاوه بر شهرداریها که مالکان تابلوهای محیطی هستند، حدود 2000 رسانه چاپی و پخشی فعال هستند که اغلب، بخشی از درآمد خود را از راه آگهیها تامین میکنند. علاوه بر این موارد، پایگاههای اینترنت نیز به طور بالقوه میتوانند حکم رسانههای تبلیغاتی را داشته باشند که چون تعداد آنها بسیار زیاد است، باید توجهی شایسته و جداگانه ای به آنها شود.
البته ظاهر قضیه حاکی از آن است که رسانهها نیازی به دانش و مهارت در زمینه تبلیغات ندارند. اما در عمل، مدیریت رسانه و مدیریت سازمان آگهیها نیازمند دانش تبلیغات است. این مطلب با توجه به زمینههای فعالیت سازمان آگهیها در رسانهها که بر سه قسمت تقسیم میشود، مشهود است :
1- در اجرای دقیق آگهی مطابق خواسته کانون
2- ارتقای برند رسانه، که نتیجهء آن ارتقای فضا، زمان و افزایش قیمت آگهی خواهد بود.
3- نظارت آگهیها و رسانه سنجی (media rating) برای سنجش اثر بخشی رسانه و ارتقای پارامترهای اثر بخشی رسانه.
بنابراین، سه زمینهء مزبور نشان میدهد. آموزش تبلیغات در سازمان آگهیهای رسانهها نیاز به برنامههای ویژه ای دارد که با برنامههای آموزشی کلاسیک تبلیغات بسیار متفاوت است.
4- محیط تبلیغات
به طور کلی، محیط تبلیغات از پنج مقوله تشکیل میشود :
1- قوانین و مقررات
2- زیرساختهای تبلیغات
3- مشخصات فرهنگی و بافت جمعیتی
4- موسسات تامین پژوهشهای تبلیغات
5- انجمنهای حمایت از مصرف کننده
1-4- قوانین و مقررات
مقررات، ومشخصات فرهنگی و اخلاقی محیط تبلیغات براساس سه مقولهء ارزش، هنجار و قانون به وجود میآیند و مراعات میشوند یا باید مراعات شوند. در این زمینه دو مسائله بسیاراساسی مربوط به کشور ایران عبارتند از :
الف – با توجه به تحولات اخیر درفرهنگ کشور، لازم است تغییراتی در قوانین ومقررات اعمال شود.
ب – با توجه به طی مراحل عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، قوانین ومقررات کشور باید طوری بازنگری شوند که فعالیتهای اقتصادی کشور و صنعت تبلیغات کشور جایگاه شایستهء خود را کسب کند.
2-4- زیرساختهای تبلیغات
همچنانکه فعالیتهای اقتصادی نیازمند زیرساختهایی هستند که عمدتا" باید از سوی دولت تاسییس شوند، تبلیغات نیز نیازمند زیر ساختهایی است که باید وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات، و چند وزارتخانهء دیگر عهده دار ساخت آن شوند. مهمترین این زیر ساختها، مجموعه ای از بانکهای اطلاعاتی و پایگاههای وب است که به عنوان مرجع معتبر در همهء برنامههای تبلیغاتی کاربرد دارند. علاوه بر این موارد، ساختن شبکههای ارتباطی سریع برای پخش تبلیغات کشور بسیار ضروری وفوری است که باید بدان توجه شود.
رسانههای قوی مورد نیاز در تبلیغات، بدون حمایتهای دولتی نمیتوانند به وجود آیند و دوام داشته باشند. تسهیلات خرید وفروش الکترونیکی مورد نیاز درتبلیغات نیز عمدتا" به زیر ساختهای ویژه ای نیاز دارند که متاسفانه در کشور ما تقریبا" هیچ توجهی به آنها نشده است.
3-4- مشخصات فرهنگی وبافت جمعیتی
فرهنگ وجمعیت ومشخصات بافت جمعیتی ایران، ویژگیهای کاملا" متمایزی از کشورهای صنعتی دارد. اما متاسفانه مطالعات و پژوهشهای فرهنگی و جمعیتی ضروری تبلیغات در کشور انجام نشده است.
4-4- موسسات تامین پژوهشهای تبلیغات
یکی از ارکان اساسی و مهم برنامههای تبلیغاتی و مدیریت رسانه، پژوهشهای بازار و مخاطب شناسی است که باید از سوی موسسات تخصصی انجام شود. در کشور ما بجز یکی دو موسسه مطالعاتی رسانهها و مخاطب شناسی تقریبا" هیچ موسسه ای وجود ندارد، درحالی که ظرفیت تاسیس این موسسات بسیار زیاد است و فقط در تهران، دست کم 200 تا 300 موسسهء مطالعات مرتبط با تبلیغات لازم است.
کافی است توجه شود که فقط با یک درصد هزینههای تبلیغات در کشور ما میتوان حدود 20 موسسهء پژوهش تبلیغات تاسیس کرد که به تنهایی میتوانند دست کم 20 تا 30 درصد اثر بخشی تبلیغات را افزایش دهند. این ادعا ( که قطعا" درست است.) متاسفانه نشان دهندهء وجود یک بحران در صنعت تبلیغات کشور است.
5-4- انجمنهای حمایت از مصرف کننده
انجمنهای حمایت از مصرف کنندگان که در ایران جای آنها خالی است میتوانند بازدهی تبلیغات، تولید و نهایتا" اقتصاد کشور را افزایش دهند.
منبع:روزنامه تفاهم
|
وقتی کارآفرین بازاریابی نمیداند...
درباره شروع یک کسب و کار مستقل، کارآفرینی، ملاحظات، پیش فرضها و آگاهی از چند و چون آن حوزه مورد نظر و علاقه و میل به کار، ریسکپذیری و... صدها مطلب دیگر، بسیار سخن گفته شده است. درباره بازاریابی هم این طورست. ولی بین شروع یک کسب و کار و آغاز پروسه و طرح بازاریابی، شکاف کوچک ولی مهمی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان تازه کار به آن برمیخورند و آن نداشتن کوچکترین ایدهای راجع به بازاریابی کالا و خدماتشان است. جالب اینجاست که اینها در اغلب موارد کارآفرینان و صاحبان مشاغلی خلاق، علاقهمند و آگاه از مشکلات و بازار رقابتی پیش رویشان هستند ولی نمیتوانند روشی برای بازاریابی کسب و کارشان پیدا کنند. متاسفانه این همان شکافیست که میتواند یک تکنسین، یک لولهکش، یک پزشک یا یک معلم ماهر، حاذق و توانا را شکست دهد. اگر کسی صاحب کسب و کار و مهارتی را نشناسد چطور به او مراجعه کند؟!
شاید شما هم به این مشکل برخورده باشید، توصیههای زیر مفید و سودمند واقع خواهند شد و خطوط راهنما را پیش چشمانتان ظاهر خواهند کرد:
- گام اول، شناخت بازارست، شناخت کل بازار یک مسئله مهم است و شناخت بازار هدف حرفی بسیار مهمتر و حیاتیتر، مردمان بازار هدف کسانیاند که بقا و دوام کسب و کارتان به تصمیمات آنها بستگی دارد. یک کسب و کار به غیر از شرکای تجاری و طرفهای معاملات تجاریش، با عده زیادی از مردمان بازار هدف، طرف معامله است. آنها کالای شما را میخرند و در قبالش پول میپردازند و شما هم وظیفه دارید، نیازها و خواستههای مشتریان خود را برآورده کرده مشکلاتشان را حل نمایید و گرهی از کارشان بگشایید. چطور میتوان به کسی خدمت کرد که از او چیزی نمیدانیم و از خواستهها، امیال، سلیقهها و مشکلاتش بیاطلاعیم؟
مردمان بازار هدف مشخصههای گوناگونی دارند که چند تا از مهمترینشان را برمیشمریم. دانستن پاسخ سوالات زیر در آغاز کار ضروری هستند و بدون این جوابها کاری از پیش نخواهد رفت.
1- این گروه در چه رده سنی قرار گرفتهاند؟ و بیشتر زنان هستند یا مردان؟ نیازهای جوانان 16 تا 25 ساله با خواستهای افراد میانسال 35 تا 50 ساله متفاوت است.
2- کجا زندگی میکنند؟
مرکز شهر، حومه شهر، خانههای ویلایی،آپارتمان و نکات ظریف دیگرند که بین دو گروه از مشتریان بالقوه تمایز ایجاد میکنند.
3- چقدر درآمد دارند؟ شاید این از مهمترین پرسشها باشد. عرضه کالاهایی مرغوب،مورد نیاز و متناسب با سلیقه حاصلی مردمان بازار هدف که پرداخت قیمتش در توان آنها نباشد، نخواهد داشت.
- رسانهها، لغتی است که انگار بازاریابی و تبلیغات را به یادمان میاندازد و قبل از هر چیز آگهیهای بازرگانی تلویزیون و پس از آن تصاویر مجلات و روزنامهها به ذهنمان خطور میکند. هر روزنامه،مجله، ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی، عده خاصی و گروه مشخصی از مردم را بیشتر جذب میکند. حتما شنیدهاید که یکی از اطرافیان گفته: من فقط این مجله را میخرم یا این روزنامه همانیست که مطالب دلخواهم را دراد یکی از همین گروههای ویژه و هوادار یک رسانه مشخص، میتواند جزو بازار هدف شما نیز باشد.
- آگاهی از میزان تحصیلات گروه هدف ، فاکتور کمک کنند در این جهت است و تا اندازه زیادی نوع و سطح مجلات و روزنامههای مورد مطالعه و کانالهای تلویزیونی و رادیویی محبوبترشان را مشخص مینماید. به عبارتی پاسخ پرسشهای اول در یافتن نوع رسانهای که برای معرفی کالا و خدمات شما سودمند باشد، نقشی عمده دارند. رده سنی مشتریان بازار هدف، نیز تاثیرگذار در نوع رسانه انتخابیشان است. یک معلم باز نشسته شصت ساله و یک معلم سی ساله دلمشغولیها و علاقهمندیهای متفاوتی دارند.
- محل زندگی هم بعضی اوقات ساکنانش را به انتخاب رسانهای محدود میکند. یک روزنامه نه چندان مشهور برای ساکنان یک شهرک کوهستانی، شناخته شده نیست. تلویزیون و رادیو ابزارهایی تقریبا فراگیرند.
- مخاطبان هر سن، شغل و درآمدی که داشته باشند و در هر کجا که زندگی کنند، یک بازاریاب موفق سعی میکند که از طریق رسانه مورد پسند آنها به ذهنها و خانههایشان راه یابد.
- یکی از ایستگاههای رادیویی محلی،زنان هجده تا سی ساله را مخاطب قرار میدهد. هفته نامهای در همان منطقه برای رفع نیاز صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، چاپ میشود یک ماهنامه تخصی صنعتی هم در همان منطقه به چاپ میرسد ولی مخاطبان او در سراسر کشور پراکندهاند و صنعتگرانی در آن زمینه تخصصی هستند.
- همه کسب و کارهای موفق، بازاریابی دارند که توانستهاند این مجاری را بیابند و خودشان را با مهارت در آن جای دهند. گاهی اوقات ممکن است ندانید که مخاطبان یک کانال تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی یا مجله، بیشتر چه کسانی هستند. در این حالت بهترین راه اینست که از مدیر فروش آگهیهایشان سوال کنید. آنها فواصل زمانی مشخص نظرسنجی انجام میدهند تا میزان محبوبیت خودشان و نوع مخاطب نشان را بشناسند. به طور مثال ممکن است به تصور شما، این مجله یا هفتهنامه، مخاطبان شما را در بین خوانندگانش نداشته باشد ولی مدیر فروش عکس این مطلب را خواهد گفت برعکس قضیه هم بسیار روی میدهد.
- به خاطر بسپارید که رسانهها فقط به تلویزیون و نشریات محدود نیست. یک تبلیغات گران و پرزرق و برق تلویزیونی میتواند شما و کسب و کارتان را معرفی کند و چند خودکار و لوازمالتحریر رایگان و راحت و مناسب که نام و علامت کسب و کار شما را با خود داشته باشد نیز معرف همان صاحب آگهی تلو یزیونیست.
- در به کارگیری رسانهها دقت کنید. تبلیغاتی که دوام و استمرار داشته باشد پاسخگوست. بله حضور در تلویزیون، رادیو، چند مجله و یک روزنامه مشهور، وسوسهکننده است و اگر در هر کدام از این مجاری تبلیغاتی قوی ظاهر شوید. تاثیری به مراتب بیشتر را شاهد خواهید بود. ولی این مخصوص کسب و کارهای بزرگ است. شما تازه کار و نوپایید. پس رسانهای که بین مشتریان بالقوهتان بیشترین طرفدار را دارد، برگزینید و قوای بازاریابی را به آن سو متوجه کنید. مخاطبان باید بارها، بارها و بارها درباره شما بشنوند و آن قدر که نامتان را به خاطر بسپارند. قانون مشهوری در بازاریابی هست که به "قانون هفت" شهرت دارد. به این مفهوم که مشتری احتمالی باید پیش از این که به خرید اقدام کند، حداقل هفت بار نام و جملات کلیدی کسب و کارتان را شنیده باشد.
در ضمن یک رسانه و استفاده از آن هم دقت میخواهد چون اگر خیلی گران باشد، نمیتوانید هفتهها از آن استفاده کنید. پس رسانه ارزانتری را انتخاب کنید که بودجهتان اجازه دهد مدتی طولانی در آن ظاهر شوید.
- از فایده کالا صحبت کنید نه از خودش. مشتری میخواهد بداند که آیا پس از خریدن این کالا و استفاده از این خدمات، تغییر مثبتی در زندگیش حاصل خواهد شد یا این که پولش را هدر داده و جسمی اضافی و بی مصرف را به خانهاش اضافه خواهد کرد. از خودتان بسپارید که آیا کالا و خدمات من میتواند به مشتریان کمک کند و اگر پاسخ را مثبت دیدید چگونه و از چه طریقی؟ از زبان یک مشتری و کسی که به سراغ کسب و کارتان آمده با مشتری بالقوهتان سخن بگویید و از احتیاجات و انتظاراتش پرسوجو کنید. زمان چیزی است که همگی مردم جهان رنگارنگ و پرهیاهوی امروز از کمبودش شکایت دارند و طالب کالاها و خدماتیاند که در کمترین وقت به نهایت کمکشان کند. آیا کالا و خدمات شما اینچنین ویژگی و خاصیتی دارد؟
- درباره قیمت هم که مسئله روشن است. مشتریان بهترین کیفیت و پایینترین قیمت را خواستارند. البته فراموش نکنید که یک کسب و کار موفق بین این دو کفه ترازو، تعادل برقرار میسازد شما هم دقت کنید که کیفیت فدای قیمت ارزان نشود. و اگر کالا و خدماتی بتواند وضع مالی مشتری را بهبود بخشد، به مراتب پرطرفدارتر خواهد بود.
- روند بازاریابی یک کسب و کار مطرح و شناخته شده، مزیتهایی که به آنها اشاره شد را به خانه مشتریان بالقوه میآورد. زمانی که میخواهید مشخصات برجسته کالایتان را معرفی کنید به منافع و مزیتهای هر ویژگی اشاره نمایید.
- و در پایان این که توسعه کسب و کار فیزیکیتان را به کسب و کار آن لاین از یاد نبرید. شبکه گسترده جهانی، رسانهایست که به کسب و کارهای کوچک اجازه میدهد، به رایگان و یا با هزینهای ناچیز در آن ظاهر شده خودشان را معرفی کنند. موتورهای جستجو، رنکینگ بالا در صفحات موتورهای جستجو و لیستهای آنان و برقراری لینکهای موثر از مجاری و روشهای پررنگ نمودن حضور کسب و کارها در شبکه هستند.
مترجم: آذین صحابی
مرجع: روزنامه سرمایه- خانه کارآفرینان
چگونه در بازاریابی کسب و کار خود موفق باشیم؟
هر کس که به مربیگری بیش تر از یک علاقه سطحی و گذرا علاقمند باشد احتمالا با " بازی های درونی" آشنایی دارد. تیم گالوی ( Tim Gallawy ) که مربی مجربی است در مقاله ای تحت عنوان "بازی درونی ورزش تنیس " توضیح می دهد که چگونه به این مطلب رسیده است که حریفی که در ذهن یک بازیکن وجود دارد نگران کننده تر از حریف آن سوی تور است.
به اعتقاد من ابن مساله در کار هم به همین صورت است .در آنجا هم دو تا بازی بیرونی و درونی در حال انجام است. برای مثال هنگام فروش، بازی بیرونی همان داشتن اطلاعات در مورد محصولات، تکنیک های فروش و رفتار مشتریان است و در همان لحظه نیز بازی درونی اعتماد به نفس، تفکر مثبت و سماجت و پا فشاری در حال انجام است.
مهارت و استادی در این بازی های درونی است که تفاوت بین عملکردهای قوی و ضعیف را مشخص می کند و مربی ها باید مراقب بهبود حالت های ذهنی لازم باشند که افراد را برای " بردن بازی درونی" توانمند سازند. البته تمام بازیها، تکنیک ها و قواعد منحصر به فرد خودشان را دارند ولی در این مقاله من می خواهم به هفت ویژگی اصلی ذهنی که می توانیم بهوسیله آموزش آنها را برای افراد تحت آموزش خود جا بیندازیم تا بتوانند از موفقیت بیشتری بهره مند شوند و بر موانع ذهنی خود غلبه کنند و در بازیهای درونی پیروز باشند، متمرکز شوم.
به عنوان یک نمونه عملی، ما بررسی خواهیم کرد که چگونه می توان با بهبود و توسعه این ویژگی ها جانی (Johnny ) را که عضو جدید پرسنل بازرسی یک شرکت هواپیمایی بود ،تحت تاثیر قرار داد. جانی سرگرم کنترل ورود مسافرانی است که در یک صف طولانی در حالی ایستاده اند که پروازشان ساعتها است که تاخیر داشته است.
مسولیت پذیری:
ماهیت مساله مسولیت پذیری در "رشد فردی" اغلب با مساله توضیح و سرزنش اشتباه گرفته می شود. وقتی میگوییم در نهایت این ما هستیم که مسوول حوادث و رخدادهای زندگی خود هستیم منظور اصلا این نیست که همه چیزی که در زندگیمان اتفاق می افتد را کنترل کنیم .آب و هوا، بحران اقتصادی جهانی و یا کارهایی را که دیگران با ما می کنند را کنترل نماییم. اما قطعا می توانیم پاسخ های خود را انتخاب و کنترل نماییم ، صددرصد می توانیم. ما کاملا پاسخگو هستیم.
وقتی ما مسولیتی را قبول می کنیم به خودمان قدرت می دهیم. حوادث تبدیل به چیزهایی می شوند که یا الان بر اساس آن ها عمل می کنیم یا در آینده از آنها درس می گیریم، .همیشه یک انتخاب وجود داشته است. توجه دادن مردم به این واقعیت می تواند هدیه ارزشمندی باشد. در مورد جانی(Johnny) او باید متوجه شود که نمی تواند تاثیری روی علت تاخیر ها، زمان حرکت و یا حالات مشتریان داشته باشد اما او می تواند برای مسولانه رفتار کردن با افرادی که در صف بازرسی ایستاده اند تمرین کند و کار خود را با حداکثر سرعت ممکن و با کمترین دستپاچگی توام با ادب و همدردی فراوان انجام دهد.
آگاهی و هوشیاری:
آموزش افزایش میزان آگاهی و هوشیاری موضوعی در موردکمک رسانی به دیگران است که به تجربه حسی و ملموس افراد بر میگردد نه به ذهن و فکر آنها. منظورم این است که در توجه کردن به آنچه می بینیم مهارت پیدا کنیم نه اینکه خودمان را با افکار و انتقادات منفی بمباران کنیم.
چه خوب است به این سوال جواب دهیم که"چه اتفاقی دارد می افتد؟ " اگر واقعا بتوانیم خودمان را آزادانه در معرض تجربه حسی فروش و یا رسیدگی به شکایات قرار دهیم به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک تنظیمات لازم برای بهتر عمل کردن را انجام خواهیم داد. تنظیمات و جرح و تعدیل هایی که از بازخورد مدیران و رهبران گروه به دست می آیند.
سادگی زیبای این مساله در آموزش این است که هوشیاری آگاهانه منجر به بهبود ناخودآگاه می شود. . همین که مردم هوشیارتر شوند کافی است که عملکرد بهتری از خود نشان بدهند. اگر جانی(Johnny) خوب آموزش دیده باشد می توانیم از او انتظار داشته باشیم که سریعتر مشتریهای خود را آرام کند و سطح استرس خود را پایین بیاورد. آگاهی و هوشیاری خود چاره درد است بنابراین اگر او بدون قضاوت خویش فقط به این چیزها توجه کند بهبود عملکرد به طور طبیعی در پی خواهد آمد.
تمرکز:
وقتی ما می خواهیم تمرکز پیدا کنیم در حقیقت هوشیاری و آگاهی خود را به طرف چیزهای صحیح هدایت می کنیم. تمرکز را نباید با "سخت کوشی" که تنش و خستگی به بار می آورد اشتباه گرفت. متاسفانه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که خیلی روی سخت کوشی تاکید می کند."تلاش در خور" ، "حداقل یک بار امتحان می کردی"، "باز هم تلاش کن" جملاتی هستند که ما به خود و دیگران می گوییم. کارمند های بلند پرواز با عجله خود را قبل از رییس به محل کارشان می رسانند و آخرین نفری هستند که خداحافظی می کنندو فکرمی کنند پر کردن ساعت کاری همان عملکرد عالی است.
هیچ اشکالی ندارد که به افراد کمک کنیم به تمرکز بیشتری دست یابند. در مثال ما جانی (Johnny) می توانست با تنشی که در صف او بوجود آمده بود و یا با سر و صدای مسافرانی که با دیگر مامورین بگومگو میکردند حواسش پرت شود و یا برای نحوه صحبت کردن با آنها از کوره در برود، یا اینکه روند کاری خود را به طور موثری ادامه دهد و به کارش بپردازد و به مسافرانش نشان دهد که هر کاری از دستش بر می آید انجام می دهد.
خونسردی و آرامش:
هوشیاری تمرکز یافته، ذهن ما را کاملا اشغال می کند و ما را از سر و صدای دایمی صحبت با خودمان ،که معمولا بی فایده هم است ، و از غرق شدن در افکارمان رها می سازد. این مسا له ذهن و بدن ما را آرام می کند و این امکان را به ما می دهد تا به توانایی های واقعی خودمان رو بیاوریم.
یوساین بولت (Usain Bolt ) در حالیکه آدامس می جوید و با جمعیت سرگرم بود سه رکورد المپیک را شکست.
چه می شد اگر ما می توانستیم از آموزش هایی بهره ببریم که یوساین بولت استفاده کرد و تیم های حسابداری، مدیریت و فروش خود را پیدا می کردیم.
آرامش و خونسردی در موقعیت جانی(Johnny) سخت بدست می آید اما باید به مشتریانش هم کمک می کند آرام شوند. آرامش و خونسردی به معنای بی خیالی و بی توجهی نیست بلکه یعنی موثر کار کردن.
اعتماد:
اعتماد، بر توانایی ما برای آموزش دادن موفقیت آمیز به سه روش تاثیر می گذارد: اول، باید به افرادی که آموزش می دهیم اعتماد کنیم. یعنی لازم است که بتوانیم از کنترل مدیریتی خود کم کنیم و به آنها اجازه دهیم راههای منحصر به فرد خود را برای انجام کارها پیدا کنند. این مساله نیاز به تحمل خطا و ریسک دارد که بسیاری از مدیران از آن متنفرند اما ارزش آن بی اندازه است چون پرسنل ما در فضایی رشد و پیشرفت می کنند که رشد را تشویق و ترغیب می کند.
ثانیا، ما باید اعتماد کنیم که روند آموزش کارآمد است. البته نه در هر موردی ، اما در اغلب موارد لازم است ما از نجات دادن افراد و جواب دادن به همه پرسشها خودداری کنیم و به جای آن توانایی پرسیدن سوال هایی را که سطح هوشیاری را بالا برده و تمرکز ایجاد کرده و باعث بروز مسوولیت پذیری می شوند را توسعه دهیم.
ثالثا، ما باید به خودمان اعتماد کنیم که قادریم بیشتر از چیزهایی که در دو پاراگراف بالا گفتم انجام دهیم. فارغ از سن و سال، موقعیت و تجارب گذشته مان.
بیایید تصور کنیم که جانی (Johnny ) به عنوان بخشی از بهبود نقش خود تا کنون آموزش دیده است. قابل پیشگویی است که این آموزشها شامل برخی نکات آموزشی در مورد رفتار با مسافرانی است که به علت تاخیر عصبانی شده اند.
اگر من به او آموزش می دادم از او می خواستم که با خود فکر کند " من قبول دارم که می توانم این مسئله را رفع و رجوع کنم" و " مشتاقم که حداکثر سعی خود را در شرایط سخت" بنمایم. برای اینکه این ها اتفاق بیفتد، در طول دوره آموزش جانی اعتماد خواهد کرد که من صمیمانه به او علاقمند هستم و آموزش برای کمک به پیشرفت اوست و نه برای جبران خطاهای او.
بی طرفی و استقلال:
مطمئنم که می توانید متوجه شوید که چقدر رشد ویژگیهایی که تا کنون شرح داده شد نیاز به این دارد که بی طرف باشیم.
اگر هوشیاری و آگاهی تماما در این مورد توجه به آن چیزهایی است که می بینیم ، بی طرفی و استقلال تقریبا به معنای این است که چه کسی دارد به این چیزها توجه می کند. اگر به نظر می رسد که این مسائل قدری کوچک و زیادی هستند، فقط مدتی روی آن فکر کنید.
در حال حاضر من نمی خواهم بحث کنم که وقتی "جانی" دارد مسافران رنجیده خود را چک می کند باید بی طرف باشد، گرچه خوب به خاطر دارد که مردم از آن موقعیتی که در آن قرار دارند به احتمال ضعیف از دست او عصبانی تر هستند. اما اگر تصور کنیم که آموزش "جانی" فرضا در آخر شیفت کاری است هیچ گونه هوشیاری، تمرکز دید و یادگیری واقعی انجام نخواهد شد تا اینکه ما فرصت دهیم ذهن او یک گام به عقب بایستد.
تعهد:
فرق بین " درگیر بودن" و " متعد بودن" چیست؟
تعهد مسوولیت عملی است. در مورد "جانی" و صف او سوالی مطرح است. در مورد پاسخ او به موقعیتی که خارج از کنترل اوست. او می توانست به خودش بگوید " به هیچ وجه تقصیر من نیست لذا من سرم را می اندازم پایین و روزم را می گذارم" یا می توانست بگوید " اگر من جای آنها بودم من هم عصبانی می شدم " من می خواهم هر کاری را که می توانم بکنم تا این افراد در اسرع وقت به پرواز خود برسند.
"جانی" در هر زمانی می تواند این گزینه را انجام دهد اما بحث در مورد این سناریو در آموزش قبل از اینکه اتفاق بیافتد، تقریبا یعنی هدایت کردن او برای انجام تعهد مفید تر.
افراد خود را خوب آموزش دهید تا تعهدی باورنکردنی ایجاد کنید. وقتی آموزش می دهید از طریق هوشیاری، آگاهی، مسئولیت و اعتماد اهداف قابل درکی به وجود می آورید. شما آنگاه می توانید تمرکز، خونسردی و بی طرفی را برای از بین بردن سیستماتیک موانع داخلی و خارجی به کار ببرید در چنین فضایی آنها حقیقتا غیر قابل توقف می شوند.
به نقل از بازار کار
کارآفرینی زنان
در جامعه امروز، زنان نقش مهم و در حال گسترشی در زمینه کسب و کار دارند. در سالهای اخیر، سهم زنان در کسب و کارهای خصوصی به اندازه کارهای دولتی روند رو به رشدی را طی کرده است. مثلا در آمریکا، از سال 1990 تا سال 1998، کارهایی که توسط زنان اداره می شود افزایش چشمگیری داشته است 9.1 میلیون کار اداره شده توسط زنان در آمریکا 27.5 میلیون نفر را بکار گرفته است و 3.6 تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا مشارکت دارد. با این وجود زنان با موانع خاصی در کسب و کار مواجه می شوند که بتدریج باید بر آنها غلبه کنند.
موانع اشتغال و کارآفرینی زنان در ایران
از اوایل قرن حاضر جهان با یک پدیده اجتماعی اقتصادی به نام مشارکت اقتصادی زنان در مشاغل خارج از خانه روبه رو شده است. وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه، در وضعیت مطلوبی نیست، همواره زنان فرصت های شغلی کمتری دارند و غالباً در بخش غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول بکارند. در واقع میتوان گفت، طبق آمار 1375، تنها 1/12% زنان ده ساله و بیشتر کشور از نظر اقتصادی فعالند که بیشترین فعالیت را در بخش خدمات (8/45%) و حدود 7/16% در بخش صنعت در گروه صنعت (ساخت)، اشتغال دارند. حدود 71% شاغلان بخش خدمات در گروه های آموزشی، بهداشت و مددکاری مشارکت دارند. بیشترین شاغلان زن در گروه حقوق بگیران قرار دارند (60%) و تنها 9/0% شاغلان کارفرما هستند. زنان شاغل بیشتر در نقاط شهری (56%) سکونت دارند و در گروه سنی 29ـ25 سال هستند و پس از آن گروه عمدهای مشغول ازدواج و پرورش فرزند و بطور کل امور خانواده میشوند. با توجه به اینکه نرخ فعالیت ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار پایین است: (6/43%). این امر در مورد زنان (15%)و در مورد فعالیت مردان (71%) است. نرخ بیکاری جمعیت نیز روزبه روز فزونی میگیرد بطوریکه حدود 1/26% جمعیت زنان فعال مناطق شهری بیکارند. نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده خصوصاً در سال های اخیر مرتباً رو به افزایش است. لذا تلاش جهت بهبود وضعیت فعلی و رهایی از مشکلات و موانع مسئولیتی جمعی است. متاسفانه تحقیقات و پژوهش های داخلی در زمینه کارآفرینی زنان، به دلیل نوپایی مبحث بسیار محدود است و از آنجا که حتی اشتغال زنان در ایران همواره با مسائلی مواجه بوده، طبیعتاً کارآفرینی زنان با مسائل فزاینده ای روبه رو است. فرایند کارآفرینی زنان را میتوان ازابعاد متنوعی بررسی کرد وآن را متأثر از مجموعه عوامل فردی، محیطی و سازمانی دانست.
در بعد فردی: بیشتر انگیزهها، ویژگی های شخصیتی و ویژگی های جمعیت شناختی مدنظر است میتوان گفت میان تواناییهای شخصیتی از قبیل اعتماد بنفس و پنداشت از خود، بر اشتغال زنان رابطه متقابل وجود دارد، بطوریکه پنداشت از خود و اعتماد بنفس بالا تأثیر مستقیم بر اشتغال زنان و موقعیت شغلی آنان دارد. بنابر اطلاعات جمعیت شناختی، هر چه نرخ باروری به دلیل جوانی جمعیت افزایش مییابد، با نزول اشتغال زنان مواجه هستیم؛ همچنین میان تعداد فرزند و اشتغال رابطه معکوس وجود دارد، بطوریکه تنها 8/23% از زنان دارای سه فرزند یا بیشتر در مقابل 7/57% زنان با 1 یا 2 فرزند به فعالیت شغلی میپردازند. وضعیت تأهل نیز بیتأثیر در موضوع نیست، بطوریکه زنان مجرد از آزادی عمل بیشتری برای اشتغال و فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی نسبت به متأهلین برخوردارند. تحصیلات نیز عامل قابل توجهی است، طبق آمارهای رسمی (75) 2/74% زنان کشور باسواد هستند و درصد قابل ملاحظهای از جمعیت دانشجویی را زنان تشکیل میدهند. باوجود این، سهم زنان شاغل با تحصیلات عالی نسبت به کل اشتغال زنان و همچنین درصد مدیران زن با تحصیلات عالی بسیار محدودتر از مدیران زن بدون تحصیلات عالی است. به صراحت میتوان گفت که عوامل محیطی نقش بسیار مهمی را نسبت به عوامل فردی عهدهدار است، چرا که ویژگی های شخصیتی و توانمندی های روانی بسیار متأثراز عوامل محیطی است. وضعیت اجتماعی، فرهنگی، حقوقی،دینی، سیاسی و اقتصادی جامعه مطمئناً نقش بسزایی را در تقویت یا تضعیف فعالیتها در امور متفاوت دارد. در حوزه اشتغال زنان و فراتر از آن خود اشتغالی آنها، موانع محیطی بسیاری را میتوان برشمرد:
در بعد اجتماعی: هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار، وجود نوعی مرزبندی طبیعی میان کار زنان (خانهداری) و مردان (امور بیرون منزل)، مسئله تعدد نقش زنان بطوریکه انتظار انجام مسئولیت های متفاوت زنان در قالب همسر، مادر، خانهدار، شاغل …. آنها را دچار تنش و نوعی تضاد نقش و فشارهای ناشی از آن میکند. ناامنیهای اجتماعی که امکان حضور فعال زنان در جامعه، که لازمهاش سفرهای بین شهری, اقامت در هتلها و اماکن سالم است را با مشکل مواجه کرده است. با مرور شرایط اجتماعی حاکم بر سه دهه اخیر. متوجه میشویم که ایدئولوژی حاکم در سال های اولیه پس از انقلاب بیشترین لطمه را بر مشارکت زنان وارد کرده است که تعطیلی مهدکودک های دولتی و مراکز تنظیم خانواده، بازنشستگی زودرس زنان، تعریف شغل های مشابه نقش مادری برای زنان، از آن جمله است.
در بعد فرهنگی: فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار همواره رواج دهنده باورهای سنتی و کلیشههای جنسیتی بوده و از ابتدا، تربیت و اجتماعی شدن دختران، در نظر گرفتن خویش به عنوان جنس دوم و تضعیف اعتماد بنفس و تعمیق حس حقارت و خود کمبینی تواناییهای خویش را در پی داشته است. همچنین کمبود آگاهی زنان در ابعاد حقوق فردی، خانوادگی و اجتماعی، حرفهای و عدم شرکت در تشکلهای صنعتی حرفهای و فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، به استمرار ساخت نابرابر کمک میرساند. بدلیل نگاه جنسیتی، فرصت های اجتماعی و شغلی کمتر بطور برابر با توجه به شایستگی ها به افراد، فارغ از جنسیتشان اعطا گشته است، همواره شاهد تبعیض های جنسیتی در اشتغال هستیم.
در بعد اقتصادى: در حالیکه زنان در آسیا بطور متوسط 13-12 ساعت بیش از مردان کار میکنند، بدلیل بدون مزد بودن کار خانگی همچنان در سطح نازل درآمدی قرار میگیرند. ارتقاء مقام ها تنها بر اساس شایستگیها صورت نمیپذیرد. بطوریکه بین سال های 65-55 از کل مردان شاغل تنها 6% تحصیلات عالیه داشتهاند. در حالیکه 18% زنان شاغل، تحصیلات عالیه داشتهاند و جای شگفتی است که از کل زنان تحصیلکرده عالی تنها 5% به سمتهای بالای اداری و مدیریتی رسیده اند. (آمار 1381) تبعیضهای جنسیتی در نوع آموزش: شامل مواد درسی، نقش زنان در کتاب های درسی، رسانهها که بیشتر تقویت کننده دید سنتی نسبت به زن است. همچنین محدودیت های آموزش در نظام آموزش عالی برای زنان مانند انحصار برخی رشتهها برای مردان، محدودیت اعزام به خارج کشور برای ادامه تحصیل و کمبود امکانات (خوابگاه) برای دختران, همگی از موانع مشارکت زنان است. باورهای فقهی دینی نیز بیتأثیر در این مسئله نیست، احکام موجود در زمنیه ارث، نفقه، اجازه خروج از کشور در بعد اقتصادی و احکامی چون شهادت، دیه، قضاوت، طلاق، حق حضانت در بعد خانوادگی اجتماعی بیشک تأثیر منفی در پیشرفت و شکوفایی همه جانبه زنان دارد که میتوان با استنباط های متناسب شرایط زمانی و مکانی موانع را برطرف کرد.
وضعیت حقوقی و قوانین: قوانین ناظر بر خانواده از جمله مواد 1106 (نفقه زن)، 1199 (نفقه اولاد)، 1117 (منع کار زن در صورت عدم رضایت شوهر). از آنجا که طبق قانون، ریاست خانواده با شوهر است و خروج از کشور زن منوط به اجازه کتبی شوهر است. مشکلاتی در مسیر کار زنان ایجاد می شود. قوانین ناظر بر اشتغال، از جمله قانون اشتغال نیمهوقت زنان، مقررات در زمینه مرخصی زایمان و ماده 5 مصوبه 1371 شورای عالی انقلاب که محدود کننده حیطه اشتغال زنان است. هیچکدام کمکی به افزایش مشارکت اقتصادی اجتماعی زنان نکرده است. البته زمینههای مساعد قانونی را نیز نباید از نظر دور داشت. اصول 3، 21، 28، 41 برخورداری زنان از حقوق اجتماعی مساوی با مردان را متذکر شده و همچنین طبق ماده 1118 مصوب 1313 زن مستقلاً میتواند در دارایی خود هر تصرفی را داشته باشد. تصویب قانون در مورد کنترل جمعیت نیز مطمئناً بیتأثیر در مشارکت بیشتر زنان نیست. پرواضح است پیش شرط راه اندازی فعالیت های کارآفرینانه توسط زنان ،شناسایی دقیق عوامل موثر بر فرایند اشتغال و کارافرینی است و مطالعات راهبردی دراین زمینه ضروری به نظر می رسد.